پیمان سلطانی: صدا و سیما خیانت در امانت نکند

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in گفت و گو بازدید: 290

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

پیمان سلطانی: صدا و سیما خیانت در امانت نکند

واحد مرکزی خبر، حیات نو: پیمان سلطانی- جاى آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف مى‌شکند بازارش اگر رادیو با آن قدمت هشتاد ساله‌اش در ایران و تلویزیون با آن قدمت شصت و اندى ساله‌اش ادعاى نجابت، پاکى و صداقت مى‌کنند و مى‌بینیم که گاه جور دیگرى از آب در مى‌آید، چه معامله‌اى با آن خواهیم کرد؟ دشنامش مى‌دهیم یا پوزخند مى‌زنیم و مى‌گذریم؟ قبل از اینکه به پاسخ این پرسش‌ها پى برده باشم، فقط این را مى‌دانم که هر دو (رادیو و تلویزیون) به برخى از ما نارو زده‌اند و البته این سرگذشت آن نارویى است که من پس از ماه‌ها سکوت مى‌نویسمش. مى‌نویسم و اگر علاج نکند، حداقل روشن خواهد کرد.قصد ندارم وصف به خاطر خود وصف کنم که مى‌خواهم براى روایت، این وصف را انجام دهم و بدون هیچ تشریفاتى روایت خواهم کرد. ما که لباس غربى‌ها را به تن نکرده‌ایم و در سلسله مراتب فرهنگ‌هاى غربى دست به دست نشده‌ایم، که بى‌آنکه مستعمره باشیم، گاه شلاق استعمار غربى‌ها را بر گرده خود حس کنیم. چند سال قبل در پى فعالیتى که در زمینه سرود‌ها و تصنیف‌هاى ملى میهنى انجام مى‌دادم، دوستى ملودى‌اى از «لومر» را به نام «سلام شاهی» در اختیارم گذاشت. من این اثر را براى ارکستر سمفونیک و سازهاى ایرانى تنظیم کردم (دوست دیگرم آقاى بیضایى نیز همزمان این کار را انجام دادند). من بر اساس آن ملودى اثرى خلق کردم که آغشته به ارکستراسیون، ‌هارمونى و استراکچرى جدید بود، رنگ و بوى امروزى داشت، لحن شخصى مرا گرفته بود و فکر آمیخته شدنش با شعر را نیز با عزیزم استاد بیژن ترقى در میان گذاشتم و نهایتاً اثرى شد که مورد اقبال عام و خاص قرار گرفت. صد و سى نوازنده و گروه کر در لواى ارکستر ملل همه با هم و یک‌صدا این اثر را اجرا کردند و در این میان سه تک‌خوان نیز حضور داشتند که هر یک با صداى خود لحنى به آن بخشیدند.ملودى‌اى که صد سال پیش هم اجرا شده بود، یعنى همان زمانى که تصنیف‌هاى ارزشمندى چون «از خون جوانان وطن» (عارف قزوینی) و... هم اجرا مى‌شدند و با اقبال عمومى هم روبه‌رو بوده‌اند. صد سال پیش، ملودى لومر هم اجرا شد و مانند ده‌ها اثر دیگر هیچ محلى از اعراب نداشت. حدود صد سال بعد این اثر، که فى‌الذاته ملودى‌اى خام است، بازسازى و بارور مى‌شود، شعر در کنار آن قرار مى‌گیرد، ماه‌ها روى آن زحمت کشیده مى‌شود و بیش از صد نفر شب و روز روى آن کار مى‌کنند و در لحظات آخر تک خوانى مى‌آید و مانند سایر عوامل اجرایى یک ارکستر مى‌ایستد، در دو، سه جلسه تمرین ارکستر را مانند سایرین همراهى مى‌کند و در لحظات آخر قصد دارد آن را ببلعد. امکان داشت از میان ده‌ها تک‌خوان یکى در جاى دیگرى باشد و درست برحسب تصادف یک نفر مى‌آید و البته آن چیزى را مى‌خواند که آهنگساز و رهبر ارکستر از او خواسته است و بعد مى‌خواهد صاحب کار شود و این اجازه را رادیو و تلویزیون به صورت غیرمستقیم به او مى‌دهند. من این را خیانت مى‌دانم.ارکستر «ملل» قرار بود به نام ارکستر «تخت جمشید» در کنار خواننده بزرگى چون محمدرضا شجریان در تخت جمشید کنسرتى را اجرا کند. استاد شجریان در نشستى دلایلى براى عدم همکارى با ارکستر اعلام کرد (که هیچ ربطى به ماهیت ارکستر ملل نداشت) که براى من قابل احترام بود و بالاخره این سعادت نصیب ارکستر نشد. به دلایل متعدد امکان حضور در تخت جمشید هم فراهم نشد. ماه رمضان در پیش بود. نوازندگان همراه ما از کشور ارمنستان قصد بازگشت داشتند و ما به ناچار مى‌بایست حاصل تمریناتمان را به اجرا مى‌گذاشتیم. به تالار وحدت رضایت دادیم و باید خواننده‌اى را در لحظات پایانى جایگزین مى‌کردیم. چندین نفر پیشنهاد شدند. علیرضا قربانى را انتخاب کردیم، اما شرایط حضور ما در تالار وحدت به گفته یکى از مدیران وقت تالار در صورتى فراهم مى‌شد که اولاً با شخصى به نام قربانى همکارى نکنیم (به دلیل مشکلاتى که آن زمان تالار با قربانى پیدا کرده بود) و بعد اینکه از خواننده‌اى به نام عقیلى استفاده کنیم. صداى آقاى عقیلى را شنیدیم و قرار شد که این همکارى صورت گیرد. در اجراى بعد نیز به اصرار اسپانسر مجدداً مجبور به همکارى با آقاى عقیلى شدیم و البته لازم به ذکر است که اجراى این اثر تحت عنوان «نخستین سرود ملى ایران» یا با نام «ایران جوان» و همین طور با نام «وطنم، وطنم» با اجراى آقایان حسین علیشاپور و سینا سرلک نیز به اجرا در آمده است و ارکستر بهترین اجراى خود را از این اثر با آقاى علیشاپور انجام داده است.بنا به درخواست دوستانم در رادیو اجراى این اثر را با ارکستر ملل به همراه آقاى عقیلى در اختیار آنان قرار دادم، تنها به این دلیل که از ضبط بهترى برخوردار بود و از همان ابتدا تنها درخواست من از اهالى صدا و سیما این بود که حداقل حقوق معنوى آن رعایت شود. نه‌تنها رادیو و تلویزیون به عهد خود وفا نکردند که حتا اثر را به نام خواننده آن معرفى مى‌کنند. مجری، تهیه‌کننده و نویسنده‌اى که هنوز در این حد آگاهى قرار نگرفته است که اثر را به نام مؤلف بخواند، باید در حضور خود تردید کند. فرهنگ‌سازى را به دست چه کسانى سپرده‌اید؟ اثرى متعلق به آقاى وزیرى است، به نام خواننده معرفى مى‌شود، متعلق به آقاى خالقى است، همین طور، متعلق به آقایان پایور، علیزاده و مشکاتیان است نیز همچنین. مجرى‌اى که هنوز تفاوت بین خالق و خواننده را نمى‌داند، تفاوت بین مؤلف و اجرا‌کننده را نمى‌شناسد، چگونه حق فرهنگ یک ملت را از طریق رسانه ادا مى‌کند؟ وقتى دوست عزیزم، علیرضا جواهری، فریاد مى‌زند که جلوى این خواننده سالارى را بگیرید، حکایت از همین ماجرا دارد. خواننده مانند سایر نوازندگان - که برخلاف خواننده همیشه نادیده گرفته مى‌شوند- یک اجرا‌کننده است. آیا به یاد دارید در کنار بنان چه نوازندگان زبردستى آن آواى دل انگیز را جان مى‌بخشیدند؟ آیا به یاد دارید خالق اثر «من از روز ازل» چه کسى است؟ من به مجریان صدا و سیما یادآورى مى‌کنم که نام مرتضى محجوبى را به یاد بسپارند و همچنین به یاد داشته باشند که به هیچ وجه حق توهین به خالقین موسیقى و هیچ هنر دیگرى را ندارند. اینان همان کسانى هستند که پسوند استاد را تنها براى خوانندگان به کار مى‌برند و تصور مى‌کنند که آهنگ‌سازان و نوازندگان کارگزار خوانندگان اند. سازمانى که خود را موظف به رعایت حقوق مادى مؤلف نمى‌داند، از دیدگاه اخلاقى موظف است که حقوق معنوى او را رعایت کند. من همین جا اعلام مى‌کنم که اثر «ایران جوان» متعلق به «ارکستر ملل» است و به ملت ایران نیز تعلق دارد؛ و تنها در صورتى که به نام مؤلف و خالق آن معرفى گردد، حق پخش آن از صداوسیما مجاز است، من بر این اساس آن را به امانت در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته‌ام. خیانت در امانت نکنید.

بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131